چهارشنبه، ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۶:۲۸

چقدر خوب كه رضا دُرمیشیان توانست «لانتوری» را در سكوت خبری بسازد و نگذارد اطلاعات زیادی در موردش به رسانه‌ها درز كند. اخبار مربوط به این فیلم تا آخرین روزهای منتهی به جشنواره خلاصه می‌شد در یك گزیده داستان نه چندان توضیح‌دهنده، عكس‌هایی كه عامدانه اطلاعات زیادی از قصه نمی‌دادند و گفته و شنیده‌هایی كه فقط كنجكاوی‌ در مورد فیلم را زیاد می‌كردند. لانتوری قرار است مخاطب خود را درگیر شوكی غیرمنتظره‌ بكند و مطمئنا با درز اطلاعات و توضیح جزئیاتِ ماجرایش بخشی از تأثیرگذاری‌اش هم كمرنگ می‌شود. به همین دلیل در روزهای برگزاری جشنواره نباید مسیر این تأثیرگذاری آسیب ببیند و جذابیت فیلم از دست برود. مطمئن باشید هر چقدر در مورد جزئیات «لانتوری» كمتر بدانید شانس لذت بردن از آن را افزایش داده‌اید. پس لطفا در این مطلب و در جای دیگر نه دنبال معنای اسم فیلم بگردید و نه سوژه و ساختارش. اجازه دهید فیلم همانطور كه فیلمساز خواسته و در فیلمنامه و تدوین برایش برنامه‌ریزی كرده شما را درگیر كند و به تأثیر دلخواهش برسد.

فقط این را بدانید  كه این‌ بار با درمیشانی طرفیم كه نسبت به «بغض» و «عصبانی‌ نیستم» پخته‌تر شده. حالا فیلمساز نه دیگر در استفاده از یك فرم بصری خاص رویكرد رادیكالی دارد و فیلمنامه را نسبت به آن دست كم می‌گیرد، و نه واكنشی حساسیت‌برانگیز و دردسرساز به موضوع انتخابی‌اش نشان می‌دهد. در عوض با فیلمسازی مواجهیم كه صبورتر و بالغ‌تر شده و توانسته قطعات پازل فیلمش را با حوصله بیشتری كنار هم بگذارد. ممكن است عده‌ای این صبر و بلوغ را به محافظه‌كاری متهم كنند. ممكن است بگویند درمیشیان بی‌قیدِ «بغض» یا جسورِ «عصبانی‌ نیستم» بهتر از سازنده محاسبه‌گرِ این فیلم است. اما حساب‌گری لانتوری نه تنها باعث محافظه‌كاری فیلمساز نشده بلكه لایه‌های متعددی برای فیلم خلق كرده كه ما را آرام آرام و پله پله به عمق یك فاجعه می‌برد و به خاطر تلخی‌ ذاتی‌اش به شدت تأثیر‌گذار می‌شود. اتفاقا فیلم از جهاتی نسبت به بغض و عصبانی‌ نیستم جسورتر است و انتقاد‌هایش را گزنده‌تر بیان می‌كند. به خصوص وقتی بحث به نمایش تناقض‌های موجود در جامعه یا واكنش‌های احساسی مردم به حوادث اجتماعی و فرهنگی می‌كشد و با چاشنی طنز و دیالوگ‌های كوبنده و در هم برش خورده ریتم فیلم را هم جذاب نگه می‌دارد. «لانتوری» با روایت هوشمندانه‌اش می‌تواند شخصیت‌های درگیركننده‌ای هم خلق كند و هر چه فیلم جلوتر می‌رود ما را نسبت به جزئیات ماجرا و سرانجام آن كنجكاوتر بكند. فعلا در بستر این یادداشت می‌شود به این نكته اشاره كرد كه در سینمایی كه فیلم‌هایی با گرایش‌های اجتماعی دمده و تاریخ مصرف‌گذشته نسبت به جامعه ایران به شدت طرفدار دارند و مثل «چهارشنبه نوزده اردیبهشت» یا «ناهید» هم برای عده‌ای از منتقدان محبوب می‌شوند و هم در جشنواره‌ها مورد استقبال قرار می‌گیرند، ساخته شدن فیلمی مثل «لانتوری» یك نعمت بزرگ است؛ فیلمی كه سازنده‌اش می‌داند اگر قرار است به مضمون یا محتوایی اجتماعی هم بها بدهد چاره‌ای جز انتخاب یك روایت داستانی جذاب و فرم بصری حساب‌َشده ندارد و با كمك همین تمهیدها می‌تواند مخاطبِ دلزده از ساختارهای تكراری و بسترهای كلیشه‌ای را  سر ذوق بیاورد.

«لانتوری» از طرف دیگر از آن جنس‌هایی فیلم‌هایی است كه به خاطر جسارت و بداعتش می‌تواند اعتبار جشنواره‌ای مثل فجر را  هم بالا ببرد. البته نه با این دید كه جشنواره قرار است در تعبیری نادرست به ویترینی برای سینمای ایران تبدیل شود و چشم‌اندازی از همه آثار آن ارائه بدهد. جشنواره فجر مثل همه جشنواره‌های معتبر دنیا به فیلم‌هایی گزینش‌شده نیاز دارد كه به بستری برای انتقال نگاه تازه فیلمساز و جسارت‌ها و خلاقیت‌های او تبدیل شده‌اند. مثل «لانتوری» كه این ویژگی‌ها علاوه بر كارگردان در سایر عوامل و بازیگران هم مشهود است و كاملا به چشم می‌آید. حضور تحسین‌برانگیز مریم پالیزبان در نقشی دشوار كه كاملا برازنده‌‌اش است از دیگر برگ برنده‌های فیلم است كه نمی‌شود آن را نادیده گرفت. به خصوص كه كمال‌گرایی و دقت او در انتخاب نقش‌های انگشت‌شمارش این بار نتیجه‌بخش بوده و باید امیدوار بود از چشم هیئت داوران هم دور نماند. نقش او در فیلم با جواب مثبت هر بازیگر زنی مواجه نمی‌شده و البته هر كسی هم از عهده‌اش برنمی‌آمده. نتیجه فعلی اما تا حد زیادی احترام‌برانگیز است و به همین دلیل چهره پالیزبان در این فیلم هم به دلایل متنی و هم به دلایل فرامتنی حتما یكی از ماندگارترین چهره‌های این دوره جشنواره فجر می‌شود. سینمای ایران به جای چهره‌های تكراری و امتحان‌پس‌داده كه شاید دیگر نه انگیزه‌ای برای به چشم آمدن داشته باشند و نه حتی دیگر از كارشان لذت ببرند به افرادی مثل درمیشیان و پالیزبان بیشتر نیاز دارد. افرادی كه در ساختار متعارف و بی‌خطر سینمای ایران انگار یك جور لانتوری‌اند و همیشه به چشم موجوداتی مزاحم به آنها نگاه می‌شود!

2016-02-03 16:28:10 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
نظرات شما: (۱)
بی سواد 14 بهمن 1394 - ساعت: 21:10
چقد پیر شده مریم پالیزان..فک کنم فیلم خوبی میشه
پاسخ دهید
دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶
حسین معززی‌نیاحسین معززی‌نیا

چرا «دانکرک» را دوست ندارم

شعبده‌بازی در لانگ‌شات

2017-08-07 06:47:09 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
يكشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵
حسین عیدی‌زادهحسین عیدی‌زاده

نگاهی به سه فیلم برتر جشنواره فیلم کارلووی واری 2016

سه ستاره

2016-07-24 13:39:31 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
یحیی نطنزییحیی نطنزی

از نفس افتاده - 8

داوران متوسط، انتخاب‌های متوسط

2016-02-10 15:42:08 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۴
یحیی نطنزییحیی نطنزی

از نفس افتاده - 7

پل خواب؛ یك فیلم ناتمام

2016-02-09 18:22:25 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴
یحیی نطنزییحیی نطنزی

از نفس افتاده - 6

اژدها وارد می‌شود؛ یک تجربه ماندگار

2016-02-08 17:39:39 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۴
یحیی نطنزییحیی نطنزی

از نفس افتاده - 5

بادیگارد؛ فیلمی كه برای سازنده‌اش هم پیشرفت است و هم پسرفت

2016-02-06 14:36:10 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴
یحیی نطنزییحیی نطنزی

از نقس افتاده - 3

«ابد و یك روز» و ذوق‌زدگی‌هایی كه به ضرر فیلم تمام می‌شود

2016-02-04 17:45:35 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴
یحیی نطنزییحیی نطنزی

از نفس افتاده - 1

فیلم‌های انكوباتوری!

2016-02-02 13:20:48 iCinema - آی سینما؛ اخبار سینمای ایران و جهان
به اشتراک بگذارید fb tw gp pi
نظر دهید